۷/۰۶/۱۳۸۷

شباهت ها



اگر یه کم صفحه وبلاگو پایین بیارید پست شیطان پرستی رو می بینید .این چند وقت که داشتم روی این فرقه تحقیق می کردم تمام نشانه های این فرقه رو بررسی کردم ، در ضمن یک ازجستجوها به طور تصادفی به یک شباهت جالب پی بردم. جریان از این قرار بود که من کلمه pentagram رو که از نشان های شیطان پرستان هست در قسمت تصویر گوگل جستجوکردم ، وقتی داشتم کلمه pentagram رو می نوشتم دقت نکردم و به جای این کلمه ، کلمه pentagon رو نوشتم که نتیجه رو می تونید در شباهت طرح ساختمان پنتاگون وساختار ستاره پنج پر ببینید.
جالب اینجا است که pentagon و pentagram هر دو معنای پنج پر رو میدن ، شاید این شباهت ها تصادفی باشه ولی باید دید چرا ساختمان وزارت جنگ آمریکا به این شکل ساخته شده و فلسفه این کار چه چیزی بوده.
اگر کسی می تونه اطلاعاتی بیشتری در این مورد بده خوشحال میشم که در کامنت ها این اطلاعاتو ببینم.

۷/۰۲/۱۳۸۷

داستان کتاب خواندن من


دقیقا یادم میاد اولین کتابی رو که کامل خوندم کتاب اسکلیگ بود نوشته دیوید آلموند اون هم در سال اول راهنمایی . این آغاز توجه من به کتابخوانی بود اما زمانی واقعا به کتابخوانی علاقه مند شدم که هشت جلدی" در جستجوی دلتورا" رو خوندم ، بعد از اون افتادم رو قلتک ، داستان های هری پاتر ، دارن شان و جان کریستوفر هم علاقه منو بیشتر کرد تا اینکه دوباره یه سه جلدی از "در جستجوی دلتورا" اومد و بعد از اون هم یه چهار جلدی دیگه از همین سری داستان ها اما تا اون موقع من خیلی کتاب های دیگه خونده بودم و عادت به کتابخوانی در من تقویت شده بود.
بد نیست که تا اینجا داستان کتابخوانی ام رو که گفتم داستان آشنایی با سری کتاب های" در جستجوی دلتورا" رو هم بگم.
سال دوم راهنمایی زنگ کتابخونه کلاس ما بود منم مثل بقیه بچه ها که گاهی همین جوری یه سری به کتابخونه میزنن رفتم به کتابخونه تا یه چرخی بزنم بعد از اینکه همه کتاب ها رو نگاه کردم وچیزی نظرمو نگرفت یک دفعه جلد اول"در جستجوی دلتورا" رو دیدم چون عکسش قشنگ بود برش داشتم و به امانت گرفتمش ،چند روز اول حوصله خوندنشو نداشتم ولی وقتی دیگه خیلی حوصله ام سر رفته بود کتابو بر داشتم و شروع به خوندن کردم بعد از اینکه پنجاه صفحه اولو خوندم یکهو داستان کتاب برام جالب شد و تا اومد بفهمم که چی شده دیدم کتابو تموم کردم و به جایی رسیدم که گفته بود ادامه دارد،فردای اون روز دوباره رفتم کتابخونه مدرسه اما متوجه شدم که جلد دوم اون کتابو ندارن و این آغازی بود برای رفتن من به کتاب فروشی برای خرید کتاب.

اینایی که تا الان گفتم شامل اولین کتاب هایی بود که من خوندم و خوشم اومد،اگر توجه داشته باشید همه کتاب های بالا در ژانر تخیلی هستند ،هر چه جلوتر می رفتم علاقه ام به کتاب های تخیلی بیشتر می شد تا جایی که اکثر کتاب هایی که در این ژانر منتشر شدنو من خوندم ، بعد از خوندن این کتاب ها رو اوردم به کتاب هایی که واقع گرایانه تر بودن و تا همین الان به خوندن این نوع کتاب ها مشغولم. نمیتونم بگم وقتی کتاب می خونم چه حالی پیدا میکنم ، انقدر سرحال میشم که بعضی وقتا نمی تونم جلوی خودمو بگیرم و یه کتاب مدام همه جا نخونم حتا سر کلاس درس. در پایین نام چند کتابو که ممکنه برای نوجوان هایی که تازه می خوان کتاب خوندنو شروع کنن جالب باشه رو مینویسم.
نام کتاب ها:در جستجوی دلتورا_قصه های سرزمین اشباح_سری داستان های روون_داستان های هری پاتر_پارسیان ومن_ داستان های نبرد با شیاطین_ارباب حلقه ها_نارنیا_یه گانه های جان کریستوفر
پ.ن: فیلم بعضی از این کتاب ها ساخته شده ولی باید توجه داشت که همیشه کتاب از فیلم قشنگتر بوده.

۶/۳۰/۱۳۸۷

شیطان پرستان


مدتی بود که این اسم به گوش می خورد اما هیچ ذهنیتی ازش نداشتم تا امروز که برنامه بازتاب که ازشبکه چهار تقریبا ساعت سه شروع میشه رو دیدم ، موضوع بحثشون در مورد شیطان پرستی بود ، دیدن همین برنامه کنجکاوم کرد تا یه تحقیق خیلی کوچلو در مورد این فرقه ها بکنم نتیجه هم رو شما می تونین در قالب این لینک ببینید.

۶/۲۸/۱۳۸۷

نذر من

احتمالا شما هم از آمار کتابخوانی ایرانیان باخبر هستید.اوایل که من از این آمار خبردار شده بودم سعی کردم که هر چقدر می تونم کتاب بخونم تا این آما رو ارتقا بدم اما حالا که اون همه کتاب خوندم فهمیدم که اگر سعی کنم دیگرانو به کتابخوانی تشویق کنم خیلی مفیدتر کار کردم به همین خاطر هم تصمیم گرفتم به کسایی که یک درصد هم احتمال کتاب خوندن ندارن یک کتاب داستان کوتاه هدیه بدم و به بقیه هم رمان های خوبم رو قرض بدم تا بلکه بتونم کمکی به فرهنگ سازی این مملکت بکنم.

۶/۲۵/۱۳۸۷

اهمیت امداد

کمک های اولیه یکی از مهم ترین آموزش هایی است که باید در نظام آموزشی کشور مورد توجه قراربگیرد هر چند که در نظام آموزشی ما به این دسته از آموزش ها زیاد توجه نمی شود اما نباید فکر کنیم که آنها غیر ضروری هستند چون کم وبیش همه خانواده ها با این قبیل حوادث سرو کار دارند،شاید تا به حال واکنش های افراد خانواده خود را در برابر حوادث دیده باشید ،چیزی که خیلی در این واکنش ها جلب توجه می کند کارهای نادرست و غیرعلمی است به طوری که شما می توانید این به این مثال که"همه ایرانی ها دکترند" فکر را کنید. مجموعه اقدامات امدادی مقداری اطلاعات پزشکی ما را افزایش می دهد تا در این گونه موارد مصداق مثال بالا نشویم.این آموزش ها در کشورهای پیشرفته اجباری است و هر سال دوره ای برای یادآوری این آموزش ها گذاشته می شود تا از کارایی این آموزش ها کاسته نشود ،همین مطلب می تواند اهمیت این آموزش ها را به طور کامل بیان کند.لازم به ذکر است که این آموزش ها در جمعیت هلال احمر به صورت رایگان ارائه می شود.

۶/۲۳/۱۳۸۷

انتخابات شورایاری

شاید شما هم به انتخابات مهم شورایاری شهر تهران که همراه با استقبال چمشگیر مردم در روز جمعه برگزار شد توجه کرده باشید.این انتخابات جزو آن دسته از رای گیری هاست که به دلیل اهمیتی که وحدت مردم در آن دارد احزاب سیاسی از هرگونه فعالیت که باعث پرهیز مردم از رای دادن بشود خودداری می کنند.
واقعا این انتخاب شورایاری محل چه سود و زیانی دارد که این همه افراد حاضر به ول کردن کاروزندگی خودشان هستند تا برای خود در این شوراها جایگاهی بدست بیاورند ، زمانی این مسئله در فکر من و شما بغرنج می شود که تلاش آنها را برای کسب رای میبینیم اتفاقا در روز رای گیری حوالی ساعت دو بعد از ظهر زنگ در خانه ما به صدا در آمد واز آنجایی که آیفون ما همیشه خراب است من برای باز کردن دررفتم وقتی در را باز کردم پسر همسایه مان را که تقریبا بیست و پنج سال سن دارد و از اعضای فوق العاده فعال بسیج شهری نیز هست دیدم بلافاصله بعد از آنکه مرا دید به من گفت:
_امین جان بیا بریم رای بدیم.
_به کی آقا محسن؟
_به فرمانده پایگامون ،خیلی برامون خوب میشه.
_الان ظهره حالشو ندارم
_با موتور می برمت خودمم برت میگردونم.
_آخه من به سن رای نرسیدم نمی تو...
_چرا رسیدی.
_حالا به شناسنامه هامونم مهر می زنن.
_آره یه علامت پای شناسنامه ات می ذارن.
_آقا محسن من دوست ندارم شناسنامه ام کثیف بشه ببخشید من نمیام.
_بابا لوس نشو...
_نه آقا محسن من نمیام خداحافظ.
در را بستم وآمدم داخل خانه پیش خودم فکرکردم عجب کار خوبی کردم تو رودر بایستی قرار نگرفتم ،اگر من این کارو می کردم به نوعی خیانت محسوب میشد چون هیچ شناختی از آن فرد نداشتم ،از طرف دیگر به این فکر فرو رفتم که مگر چه چیزی در این شورا می دهند که این آدم حاضر است برای یک رای مرا ببرد در یک محله دیگر رای بدهم.وقتی بیشتر به فکر فرو رفتم که شنیدم سراغ تمام بچه های محل رفته و وقتی با امتناع آنها روبرو شده حتی حاضر به پرداخت دو هزار تومان به هر نفر نیز گشته است.
حالا با شماست که نتیجه گیری کنید که انتخابات در این مملکت براساس تحقیق و انتخاب فرد اصلح است یا بر اساس مقدار پول و غذایی که کاندیدا درهنگام انتخابات می دهد.

۶/۲۰/۱۳۸۷

نکات امداد

تصمیم گرفتم که در پست های بعدی به توضیح برخی از نکات امدادی شایع بپردازم تا بتوانم وظفیه خودم را نسبت دیگرهمنوعانم انجام بدهم البته من این نکات را در کلاس های امداد هلال احمر فراگرفتم و دوره مقدماتی(سی و دو ساعته)کمک های امداد را برای هر نفر ضروری می دانم زیرا با یادگیری امداد شما می توانید واکنش های بهتری نسبت به حوادث پیرامونتان داشته باشید.
البته ممکن است این پست ها به صورت متوالی نباشد اما حتما درآینده به آنها پرداخته می شود،در ضمن این پست ها با برچسب امداد مشخص می شوند.

ایمان یا ترس

اگر یک کم به احوال آدم ها در ماه رمضان دقت کنیم متوجه یک تغییر می شیم واون تغییر اینه که اعمال مردم در این ماه اصلا از روی ترس از جهنم یا شوق بهشت نیست ،توی این ماه مردم بیشتر از هر وقت دیگه ای خدا را به خاطر خدا بودنش می پرستن نه به خاطر بهشت وجهنم ،نه به خاطر عقب موندن از کاروان سابقین.دلیل عزیز بودن این ماه هم همینه ،صداقت رفتار و کنار گذاشتن نقاب هایی که اگر یک روز بدونشون بخواهیم زندگی کنیم می تونیم سبکی انسان بودنو حس کنیم ولی در عوض باید این انتظارو هم داشته باشیم که اونایی رو که با همین نقاب ها داغون کردیم حالابدون نقاب مارو داغون کنن.

۶/۱۹/۱۳۸۷

هوشنگ گلشیری

آدم وقتی میبینه این نویسنده چقدر حق بر گردن نویسنده ها و کلا" ادبیات داستان نویسی امروز داره نمی تونه به راحتی از جاوی کتاباش رد شه.

۶/۱۶/۱۳۸۷

گلشیفتگی

شاید تاحالا شما هم خبر بازی گلشیفته فراهانی را در یک فیام هالیوودی شنیده باشید ،این خبر بازتاب های مختلفی داشت به طوری که نشریه شهروند امروز خبر ممنوع الخروج بودن گلشیفته فراهنی را اعلام کرد و بعد از آن خود آقای صفارهرندی این خبر را تکذیب کرد.
نکته مهمی که طی خواندن نظرات مختلف دیده می شد، افتخار به حساب آوردن این ایفای نقش برای کل مردم ایران بود، آن هم به دلیل دوبار نشان داده شدن تصویر خانم فراهانی در تریلر فیلم .
مطلب جالب اینجا است که ما هنوز فیلم را ندیده حضور در آن را برای خود یک افتخار به حساب آورده و پیشاپیش به خود می بالیم در صورتی که ممکن است این فیلم نمایه درستی از ایران ، مردمش وهر آنچه که به آن مربوط می شود به نمایش نگذارد ،از این نکته که حضور خانم فراهانی در چنین عرصه ای یک موفقیت به حساب می آید نمی شود گذشت اما آن را نمی توان یک افتخار ملی ومیهنی هم به حساب آورد زیرا ممکن است این ایفای نقش به چهره جهانی هموطنان خانم فراهانی لطمه بزند.
این ایفای نقش زمانی یک موفقیت ملی به حساب می آید که به نفع تمام ایرانیان باشد و بتواند مقداری از تفکر نادرست پیرامون تروریست بودن ایرانیان را کم کند.

۶/۱۵/۱۳۸۷

مردانگی

چیزی که این روز ها خیلی کم شده مردانگیه.
دیگه کی برای دیگری ایثار به خرج می ده؟حتا داخل اتوبوس جوان ترها جاشون رو به پیرها نمیدن.
این روزگاریه که بعضیا اونو خیلی دوست دارن .این روزگار جدید ملتیه که همه چیزشون به تاریخ وسنت شون وابسته است حتا نفس کشیدنشون حالا این درسته یا نه مهم نیست مهم اینه که ما فعلا داریم خودمونو گول می زنیم.

۶/۱۴/۱۳۸۷

روزه داری

اگر شما هم روزه باشید و ببینید قبل از پل سیدخندان چهار مرد مشغول خوردن بیسکویت وچای هستند آن هم در ماه رمضان لجتان در می آید و غصه تان آن زمان بیشتر می شود که قبل از افطار سماوری را مشاهده می کنید که رویش نوشته :چای صلواتی.

۶/۱۳/۱۳۸۷

تفاوت

همه ما با هم تفاوت داریم . بعضیا فکر می کنن که خیلی از دیگران دورند ، بعضیا هم برعکس فکر میکنن.
در اصل تنها چیزی که ما آدما داریم هم همینه یعنی تفاوت هامون یعنی چیزهایی که ما براشون سعی می کینم تا ما را بیشتر نشون بدن مثل رفتن به یک کلاس موسیقی یا خیلی چیزهای دیگه. ممکنه این تفاوت ها مشکل ساز بشه و اون زمانیه که ما بخوایم خیلی به یکدیگه نزدیک بشیم چون در این حالت پا در دایره حسرت همدیگه می ذاریم.

۶/۱۱/۱۳۸۷

آقا جواد

روی لینک زیر کلیک کنید برای روحیه تون خوبه.
جوادبازی
البته باید فیلتر شکن داشته باشید چون تو سایت یوتیوبه.