خیلی از اوقات مردم دور و بر شما از شما فلسفه کارهاتونو می پرسن،شاید شما هم بدتون نیاد که فلسفه کاراتونو برای دیگران توضیح بدید اما وقتی شما حرفاتونو زدید طرف مقابل هر استنباطی که بخواد از موضوع می کنه و اون وقته که شما دستتون لای پوست گردو می مونه.
تجربه ای که من کسب کردم اینه که هیچ وقت فلسفه تو برای کسی شرح نده چون هر چقدر هم که مصونیت داشته باشه دیگران مثل آب خوردن به لجنش میکشن دلیلش هم اینکه ما مردمی هستیم که هر کدوممون فکر می کنیم محور دنیا هستیم و هر جور که بخوایم می تونیم در مورد هر کس و هر چیزی نظر میدیم،نمونه اش هم آدم هایی که ما همه جا می بینیمشون که در مورد هر چیزی اظهار فضل می کنن و اگر دو بعد نظرشونو بخوای هیچی یادشون نمی یاد.