امروز در حالی که منتظر بودم تا نوبتم برای گرفتن پول ازعابر بانک بشه یکدفعه مات یک تصویر شدم ، تصویری که یک لحظه تمام چیزهای اطرافم رو بی ارزش کرد ، شاید خیلی از تصاویر به ذهنتون برسه اما من با دیدن برگ های زرد شده بی حال یک درخت که این همه دردور و برمون موج میزنه و اصلا هم بهش توجه نمیکنیم یک دفعه مسحورشدم.
اون رنگ زرد عجیب که روی هر برگ میشینه و موجب میشه که لشکری از برگ ها با بیرق زردشون اینچنین هوش از سر آدم ببرن طوری که رگبرگ ها هم حرفی برای گفتن دارن و داد میزنن منو ببین، همین جوری داری نگاه می کنی تا اینکه نسیم زیبایی رو به کمال میرسونه و برگ ها این لشکر آماده برای نبرد رو به هلهله می اندازه با هر تکونی که برگ ها می خورن انگار یک دراز شادی ها به روی دل آدم باز میشه،هر چقدر بیشتر نگاه میکنی بیشتر مجذوب میشی کار به جایی می رسه که با خودت می گی:پس چرا این همه مدت متوجه این همه زیبایی نشده بودم ،به محض اینکه این سوال از خودت می پرسی مورمورت میشه چون دوباره زدی تو خط کلیشه پیش خودت میگی این درخت زیباست به خاطر اینکه تکراری نیست ولی انسان ها نمی تونن بدون اینکه یک چیزی رو تکراری نکن ازش دست بردارن. غرق افکارتی که یکی بهت می گه نوبت تو شده تا از عابر بانک پول بگیری ،مسرور از این همه زیبایی میری آروم پی کارت تا باز هم بهش فکر کنی.
اون رنگ زرد عجیب که روی هر برگ میشینه و موجب میشه که لشکری از برگ ها با بیرق زردشون اینچنین هوش از سر آدم ببرن طوری که رگبرگ ها هم حرفی برای گفتن دارن و داد میزنن منو ببین، همین جوری داری نگاه می کنی تا اینکه نسیم زیبایی رو به کمال میرسونه و برگ ها این لشکر آماده برای نبرد رو به هلهله می اندازه با هر تکونی که برگ ها می خورن انگار یک دراز شادی ها به روی دل آدم باز میشه،هر چقدر بیشتر نگاه میکنی بیشتر مجذوب میشی کار به جایی می رسه که با خودت می گی:پس چرا این همه مدت متوجه این همه زیبایی نشده بودم ،به محض اینکه این سوال از خودت می پرسی مورمورت میشه چون دوباره زدی تو خط کلیشه پیش خودت میگی این درخت زیباست به خاطر اینکه تکراری نیست ولی انسان ها نمی تونن بدون اینکه یک چیزی رو تکراری نکن ازش دست بردارن. غرق افکارتی که یکی بهت می گه نوبت تو شده تا از عابر بانک پول بگیری ،مسرور از این همه زیبایی میری آروم پی کارت تا باز هم بهش فکر کنی.