۱۲/۰۱/۱۳۸۷

بوی عیدتان خوش باد

چنگی دوره گرد باز آمد

نغمه زد ساز نغمه پردازش

سوز آوازه خوان دف در دست

شد هماهنگ ناله سازش

پای کوبان رسيد و دست افشان

دلقک جامه سرخ چهره سياه

تا پشيزی ز جمع بستاند

از سر خويش برگرفت کلاه

گرم شد با ادا و شوخی او

سور رامشگران بازاری

چشمکی زد به دختری طناز

خنده ای زد به شيخ دستاری

کودکان را به سوی خويش کشيد

که: بهار است و عيد می آيد

مقدمم فرخ است و فيروز است

شادی از من پديد می آيد

اين منم ، پيک نوبهار منم

که به شادی سرود می خوانم

ليک آهسته نغمه اش می گفت :

که نه از شاديم ... پی نانم!...

چنگی دوره گرد رفت و هنوز

نغمه ای خوش به ياد دارم از او

می دوم سوی ساز کهنه خويش

که همان نغمه را برآرم از او ...

۱۱/۲۱/۱۳۸۷

یک اصل


هیچ وقت کسانی رو که دوست دارید متعهد به انجام کاری نکنید چون تعهد عامل نابودی هر گونه احساس است.

۱۱/۱۸/۱۳۸۷

پرت کردنی ها

بعضی از وقتا یک کتابیو دستت می گیری مصممی که تمومش کنی اتفاقا دیگران هم خیلی از اون کتاب تعریف می کنند اما تو هر کاری که می کنی نمی تونی به خوندن ادامه بدی ،هر چی جلوتر میری بیشتر از کتاب زده میشی تا جائیکه فقط حاضری سیر داستانو اونم از زبان یه نفر دیگه بشنوی. تما م اینایی که تا حالا گفتم فقط برای این بود که بگم من از کتاب کافه پیانو حالم بهم خورد و این حادثه چندتا دلیل داره که به چندتاش اشاره می کنم، اولیش اینه که نثر داستان پر از تکرارچندتا جمله احمقانه است به طوری که واقعا تو ذوق میزنه و بعد از اون کلماتیه که مرتب تکرار میشن انگار که نویسنده هر چی جولوتر میره اعتماد به نفس بیشتری برای به کاربردن این کلمات بدست میاره خب اگر بخوام واضح تر بگم مدام از زبون شخصیت هاش فحش میده و این دلیلیه که از واقعیت اجتماع دورش می کنه چون حتی بددهن ترین افراد هم برای تو صیف بعضی از چیزها یه نفسی می گیرن تا همش فحش نداده باشن.دومین دلیل هم اینه که بعضی از مصداق ها فوق العاده دور از واقعیته برای مثال در متن کتاب از ماشین پاجرو یاد میکنه و برای ایجاد ذهنیت برای خواننده میگه که تنها خانم های چادری سوار این ماشین میشن در حالی که من تا حالا خانم چادری ای که پشت این ماشین نشسته باشه ندیدم و لی تا دلتون بخواد دختر خانم های جذابو با شیش من آرایش دیدم که پشت این ماشینا ویراژبدن(شاید این سری دوم فرزند همون سری اول باشن) و دیگه هم دوست ندارم که دلیل های دیگه ای رو هم که برای نخوندن کتاب دارم توضیح بدم چون ذکر همین چندتا دلیل برای حداقل من یکی که کافی بود تا از خوندن این کتاب سیر بشم.

پ.ن:نقد بالا به کلی مغرضانه نوشته شده.

پ.ن:هر کس که دوست داره بره این کتابو بخره چون بالاخره یکسری آدم بودن که از این کتاب خوششون اومده کتابو به چاپ چهاردهم رسوندن(کتابی که من می خوندم چاپ چهاردهم بود) و احتمالا نظر من هم به.... شون نیست(خوانندگان کتاب جای خالی رو حدس می زنند)

۱۱/۱۶/۱۳۸۷

بشکن بشکن

این آیینه

شکستنی است