۱۰/۰۲/۱۳۸۸
خدا حافظ برج رفیع اسلام
گر چه این نوشته را چند روزی پس از درگذشت آیت الله منتظری می نویسم و آن شوک اولیه ناشی از خبر فوتشان برطرف شده است اما هر وقت که به یاد چهره و لحن دلنشینش می افتم بغض گلویم را می گیرد،من در طول زندگیم حتی یک بار هم از نزدیک او را ندیده ام اما با چهره اش انگار که سال هاست که آشنایم،چه بگویم که هر چه گفتنی است دیگران گفتند و اصلا من یکی از او چه می دانم به غیر از اینکه سال ها در تبعید بود یا اینکه سال ها اسیر آزاده زندان قدرت طلبی دیگران بود ،بلی من تنها از او همین آزادگی اش را شناختم و حالا که او در دل خاک خفته است من در تلاشم که بر سر مزارش برسم و فاتحه ای بخوانم آن چه را که در حیاتش از من و مثل من نشنید در گوش روحش بگویم که ای مرد ما هر چه در راه خدا کرده ایم در برابر انسانیت تو جز سرافکندگی نیست.
اشتراک در:
نظرات (Atom)