۱/۰۴/۱۳۹۰

اوضاع وخیم است

اگر با هم نگاهی به جامعه جوان کشور بیندازیم دریافت این موضوع که سطح فکری و قوه تحلیل جوانان حتی افراد تحصیل کرده در وضعیت نامطلوبی به سر می برد کاری چندان دشواری نیست،برای اثبات این مدعا به خاطره ای که چندان هم از زمان روی دادن آن فاصله نگرفته ایم رجوع می کنم، چند وقتی است که بحث های بر سر اینکه یک نظام جهانی تمام وقایع پیش روی دنیا را تعیین می کند بالا گرفته و بعضی این نظام را ساختار و تشکیلات فراماسونری معرفی می کنند، در این مطلب بحث من بر سر درستی یا نادرستی گفته های این افراد نیست بلکه می خواهم درباره ذهن جوانی که با این موضوع روبرو می شود صحبت کنم،همانطور که پیشتر اشاره کردم چند وقت پیش من به واسطه دوستی فیلم چند سخنرانی یکی از این افراد را مشاهده کردم و چون موضوع جدیدی بود جاذبه زیادی برایم داشت بعد از آنکه فیلم ها را دیدم با افرادی که قبلا فیلم های سخنرانی را دیده بودند در باره این مسئله بحث کردم نکته جالب آنجا بود که دوستان من بی چون و چرا تمام صحبت های سخنران را باور کرده بودند اما وقتی من به نقاط ضعف سخنان آن شخص اشاره می کردم و در مورد صحت بعضی از مطالب ارائه شده در سخنران سوالی می پرسیدم دوستان من توانایی پاسخگویی نداشتند। تاسف شخصی من در این است که چرا جوانانی که تحصیل کرده هم هستند به این راحتی حاضرند همه چیز را باور کنند و زمانی که در مورد این باورها باید پاسخگو باشند شانه خالی می کنند.
مسلما این نقص در امروز و آینده به صدمه خواهد زد.