۹/۱۷/۱۳۹۱

چرا جدی نیستیم

وقتی به دور و برم نگاه می کنم ناراضی ام ،چرا همه انقدر فکرهاشان بی مصرف شده؟ما در بین این همه از مشکلات هستیم و بزرگترین مشکل بعضی از ما این است که جدی گرفته شوند آن هم برای شوخی ،پیشتر ها هم از اینکه بعضی پسرها هر کاری برای توجه دختر ها می کنند شاکی بودم اما الان دیگر کلا حالم به هم می خورد.یک زمان می گفتند که دنیا عروسی که هر روز در عقد یکی است اما امروز دیگر فقط دنیا نیست که این طور است.البته هنوز هم احترام می گذارم به عقاید مزخرف دیگران.

۹/۱۶/۱۳۹۱

شادی

اول که فک می کنی باید از کجا بنویسی خیلی سخت است،شاید باید از جایی شروع کرد که درد و دل خودت رو بریزی بیرون شایدم نه باید فقط و فقط به چیزای غیر از خودت اعتنا کنی.از اینکه اشتباه می کنم واقعا بدم میاد از اینکه اشتباهی میرم جاهایی که به تیپ و خلقیاتم نمی خوره بدم میاد و هزارتا از این حرف های دیگه.شاد بودن معنا دارد آدم با هرکسی نمی تواند شاد باشد نمی تواند خوشبختی رو احساس کند واسه همین هست که انقدر آدم ها مهم می شوند.