نور ها از جلوی چشمانم می گذرد
درک میکنم که در رویا فرو میروم اما ناچار به ادامه ام.
شاید دیگر خوابم، یک لحظه یک تکان یک نور... نه نه این ها همش زاییده ذهن مار ومور زده من است.
حالا چشمانم باز است و رویا...کابوس روبروی من منتظر است.
درک میکنم که در رویا فرو میروم اما ناچار به ادامه ام.
شاید دیگر خوابم، یک لحظه یک تکان یک نور... نه نه این ها همش زاییده ذهن مار ومور زده من است.
حالا چشمانم باز است و رویا...کابوس روبروی من منتظر است.